برابری برای زنان، پیشرفت برای جمیع مردمان

پی دی اف دانلوود کنید
همچنین در دسترس: English

در 14 مارس احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران، گزارش خود را دربارة وضعیت خطرناک حقوق بشر ایران به شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ارائه کرد. جای تعجب نیست، این قضیه نارضایتی گستردة مقامات ایرانی که به شهید اجازه بازدید از این کشور را داده بودند را برانگیخت. با این وجود، علیرغم آنچه ضمن مذاکرات هسته ای توافق شده بود، انتقادات تندی درباره شهید شد که بیشتر حملات شخصی به او و درباره صلاحیت و شخصیتش بود. حتی یکی از نمایندگان مجلس ایران تا آنجا پیش رفت که ادعا کرد کاملا واضح است که شهید عامل موساد/ سیا بوده.[1] به همین ترتیب، تصمیم کاترین اشتون برای دیدار با فعالان ایرانی در دیدار اخیر خود از ایران مایة استهزای مقامات ایرانی شد. متعاقب این حرکت ، علی اکبر ولایتی[2] که یک دوره وزیر امور خارجه بوده و در حال حاضر مشاور رهبر جمهوری اسلامی در امور بین‌الملل پارلمان اروپا است اعتراضات پارلمان اروپا بخاطر برای ادامه نقض حقوق بشر را «بی ارزش» خواند و همچنین جواد ظریف ، وزیر امور خارجه فعلی ایران، اظهار کرد که پارلمان اروپا در «شأن و جایگاه اخلاقی نیست» که بتواند دررابطه با وضعیت حقوق بشر سایر کشور‌ها اعلام نظر کند.[3]

از مدت ها قبل مقامات ایرانی به انتقاد درباره حقوق بشر حساس بوده اند و مرتباً مقامات غربی، و به دنبال آن جامعه بین المللی را بخاطر داشتن معیار های دوگانه در مسئلة حقوق بشر ایران متهم کرده اند. در همین راستا، مقامات جمهوری اسلامی رویکرد مشابهی با نظام سلطنتی که سرنگون کردند، در پیش می گیرند. در حالی که به راحتی انتقادات غربی از نقض حقوق بشر شاه را نادیده می گیرند و به جای آن بر همدستی غرب در استبداد شاه اصرار دارند.[4] در واقع، تمرکز گفت و گو منحصراً موضوعات داخلی است ، نه مسائل بین المللی ، و بر هیپوکراسی بین المللی جهانی تاکید دارند و نه بر بی عدالتی های داخلی . به این وسیله، می توان توپ را به زمین کشورهای غربی ،که در حال حاضر قادر به اعمال قدرت در صحنه های بین المللی هستند، انداخت و نتیجه دلخواه گرفت.

در کانون این تفکرات «ایران» تبدیل به قربانی بی عدالتی نظم بین المللی می شود، در حالی که «ایرانیان» خودشان به طور موثری به حاشیه بحث رانده می شوند. بنابراین، وقتی ظریف، وزیر امور خارجه توضیح داد که ایرانیان صد سال علیه «استبداد» مبارزه کرده اند،(و می گوید این آزادی خواهی در گوشت و خون ماست) منظورش حفاظت از استقلال و «آزادی »در نظام بین المللی بود ، نه تمرکز بر واقعیت استبداد در داخل کشور.[5] به همین ترتیب، هدف انقلاب اسلامی اصلاً مبارزه با خودِ شاه نبوده، بلکه مقابله با نظم هیپوکراتیک بین المللی بوده که از او را بر سرکار نگه می داشته است. اینکه دولت و نمایندگان (انتصابی) اش- از حقوق بهره مند می شوند و نه مردمی که دولت برای آنها تشکیل شده یک وارونگی عجیب در بحث حقوقی است. مردمی حتی اگر حقوقشان به رسمیت شناخته شود، برحسب منافع بدنه سیاسی طبقه بندی و به آنها داده می شود. بعضی از شعارهای میهن پرستانة بیگانه ستیز، چنین تفاوت هایی را حفظ و ابقا می کند. بنابراین ایرانی ها ناگهان در یک معاهده بین المللی مدعی «حق مسلم شان» کشورشان برای غنی سازی اورانیوم می شوند که تاکید مقامات ایرانی بر این است که ایران جزء اولین امضا کنندگان بوده است. با این حال، آنها یا نمی دانند – یا نمی خواهند بگویند- که ایران در واقع نه تنها جزء کشورهایی که در حمایت از تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال 1948 رای داده اند نیست، بلکه در میان چند کشوری که کمیسیون را شکل دادند هم نبود.

البته یک عبارت مکرراً از مقامات ایرانی شنیده است که گفتمان حقوق بشر یک مفهوم نوپای غربی است که به کشورهایی که با قوانین فرهنگی غرب اشتراکات چندانی ندارند مربوط نمی شود. تلاش برای تحمیل این ارزش ها در بهترین حالت می تواند به چشم تلاشی مذبوحانه برای نزدیک شدن و شناخت شرقی ها دیده شود و در بدترین حالت به صورت یک امپریالیسم فرهنگی. با این وجود، وقتی که مقامات ایرانی با شدت و حدت از حقوق ایران به مثابه یک دولت و بویژه دربارة «حق مسلم» ایران بحث می کنند، نشان می دهد که رویکرد آنها به این گفتمان انتخابی است، به طوری که وقتی می خواهند از غرب انتقاد کنند، آنجا که ایده هایشان مناسب استفاده است آن را برمی گزینند و هرجا که به ضررشان باشد آن را کنار می گذارند. به علاوه، این موضوع بر این واقعیت تاکید دارد که چنین ایده هایی ازمنظر آنها بیگانه نیست، بطوری که گاهی اوقات ممکن است به آن استدلال کنند.

البته مفهوم حق و تعریف آن به عنوان حق مسلم و یا حق طبیعی برای همگان، محصول یک تفکر روشنفکرانه (رادیکال) است که در قرن هجده نگرش اروپا را به دولت و جامعه تغییر داد. بر اساس یک سنت انسان گرای جهان وطنی (که اغلب ریشه در شرق دارد)، متفکران اروپایی روابط سیاسی را با محوریت افراد «شهروند» بازتعریف کردند.

شهروندان در یک قرارداد اجتماعی مشارکت می جستند که در آن تکالیف و تعهداتی بر عهده می گرفتند و در ازای آن حقوق خاصی برایشان در نظر گرفته می شد که از کرامت آنها و مهمتر از همه آزادیشان در برابر قدرت دولت پاسداری می کرد. (چنین کلامی حتی اگر اشتباه به کار رود، واضحا همان چیزی نیست که مقامات ایرانی از جمله ظریف بکار می برند ). ایده هایی مثل شفافیت وحاکمیت قانون، حقوق فردی و محدودیت های قانون اساسی در حیطه قدرت دولت ، در قرن 19 به ایران رسید و در سال 1906 در دوران انقلاب مشروطه تبدیل به یک واقعیت سیاسی شد.

این طرح روشنگری توسط روشنفکران و بزرگ ایرانی دنبال شد تا به شکل قانون اساسی درآید و به اساتید آموزش دهند. تحقق این وظیفه و پیروزی های کوتاه مدتی که بدست آوردند، بلندپروازی های خطرناکی بود که احتمالا در عمل محکوم به شکست بود. با این حال در آشنا کردن فرهنگ سیاسی ایران با این ایده های رادیکال تا حد زیادی موفق بود، زیرا روشنفکران ایرانی را به فکر پیوند دادن این ایده ها و سنت های ایرانی انداخت. یکی از این مفاهیم «حق» بود، بطور خاص یک کتاب روشنگرانه در 1907 به منظور آموزش دادن نمایندگان جدیدالورود مجلس با در نظر داشتن حقوق و وظایف دولت، نقش مجلس، و احتمالا گوشه چشمی به وظایف شهروندان نوشته شد. این کتاب به بحث درباره آن می پرداخت که حقوق می تواند گستره ای از آزادی ها را در بر گیرد ( حق حیات، حق مالکیت، حق برخورداری از مسکن، حق اشتغال، حق ابراز عقیده، حق آزادی فکر و بیان، حق آزادی تجمعات مسالمت آمیز و تشکل ها،حق تحصیل، حق اعتراض و واخواهی) و برابری به آن معنا که همه دربرابر قانون، مالیات و استخدام و دادگاه با هم برابرند.[6] با توجه به تجربه تاریخی و میراث اساطیری روشن روشنفکران دربارة تاثیرات خوب داشتن ریشه های تاریخی برای این ایده ها بودند تا بتوانند دوباره همان مفاهیم را در دوره معاصر بازتعریف کنند. موضوع اصلی در این رابطه آن بود که آزادی و روشنگری – حرکت از دوران تاریکی به نور در مفهوم اجتماعی و سیاسی – با توجه به موتیف هایی که برای ایرانیان بخاطر پیشینه اساطیری شان آشنا بود، به اشتباه تاکید بر «قرارداد » طبیعی و ذاتی بین فرمانروایان و مردم در مفاهیم غربی را به شکل «حکومت مطلقه شرقی» بازنمایی می کرد.

متاسفانه، این ایده ها ناگزیر در فرهنگ سیاسی ایران بصورتی نهادینه شدند و بطور متوالی عبارات مختلفی بر حق دولت و ملت تاکید کرد – و حقوق شان را تفسیر و تبیین می کرد – بیشتر از آن که به یک چارچوب قانونی منسجم برای شهروندان در مقابل دولت مشخص کند. اما این به آن معنی نیست که این ایده ها بیگانه باقی ماندند یا از فرهنگ سیاسی حذف شدند ، تلاش برای بدست آوردن حقوق همواره در خط مقدم قیام ها و جنبش های سیاسی در طول قرن بیستم بوده است – و اغلب از انقلاب مشروطه الهام می گرفتند. به این ترتیب انقلاب اسلامی به نوبه خود تلاشی برای برقراری حکومت قانون بود، هرچند مردم خیلی زود فهمیدند که حقوق شان با حقوق «خدا»، که نمایندگانی بر زمین آن را مشخص می کردند، در تعارض است. جنبش اصلاحاتی که 1376 محمد خاتمی در دوران ریاست جمهوری اش به راه انداخت، نظریه «جامعه مدنی» را پیاده می کرد. روحانی نیز آراء چشمگیرش را در تیر ماه 92 بر پایه «سیاست تنش زدایی»و «نهادینه کردن حقوق شهروندی» ، که در قانون اساسی محترم بوده اما مدتها نادیده گرفته می شد، به دست آورد.

این که پیام او مانند یک آهنگ در بین مردم پخش شد این را به ذهن می آورد که اگر این ایده ها بیگانه یا ناکارآمد بودند، این گونه در اگاهی جمعی حفظ نمی شدند. مقاومت دربرابر استقرار دیکتاتوری شدید نیز در واکنش به این ایده ها آشکار است. اهمیت « منشور حقوق شهروندی»[7] که روحانی به آن پرداخته، کمتر از این مسائل نیست.این منشور در داخل و خارج ایران امیدهای زیادی را ایجاد کرده است.اما حقوق مندرج در این سند، خشم بسیاری از حقوقدانان و وکلا را برانگیخته است، سند چنان غیردقیق و معطوف به نظر و حکم مقام معظم رهبری نوشته شده که به سختی می توان آن را حقوق طبیعی یا ذاتی تلقی کرد. بطور خلاصه ، این چیزی نیست که از کلمه «حقوق» می شود فهمید، و قطعا ان چیزی نیست که دولت توان اجرای آن را داشته باشد. همانطور که حقوقدانان کشور اذعان می کنند تنها ایجاد یک مفهوم حقوقی تاثیری ندارد، بلکه باید در حوزة فرهنگی شکل بگیرد. با این حال استمرار این ایده ها باعث خوش بینی است، به ویژه وقتی در نظر بگیرید که دولت های ایرانی مکرراً تجربیات تاریخی و فرهنگی خودشان را دنبال کرده اند. «منشور» روحانی اشاره مستقیمی یه منشور قدیمی تر دارد که نشان دهندة پیشرفت ایرانیان در زمان خودش است. منشورکورش، که یه شکل استوانه ای توسط کورش تهیه شده، شاید چیزی شبیه یک مگنا کارتای ایرانی- که به شکل اسطوره ای در رابطه با نفی بردگی، آزادی و حقوق فردی می پردازد. چندان موضوع بزرگی نیست این که تاریخ ممکن است تا حال دامنه دار باشد، اما واقعیت این است که طرز فکر کورش در انقلاب اسلامی زنده است، نیرو می گیرد، و این نشانه ای از آن چیزی است که هنوز در بدنه سیاسی ایران وجود دارد. کورش هیچ ربطی به «غرب» ندارد.

گفتمان حاضردر حقوق بدون شک ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد ، اما ایده آن نه خارجی است و نه با تجربه جهانی ایران بیگانه. فعالان سياسى در گذشته این را فهمیدند و به رسمیت شناختند که برای ریشه دواندن ایده ها باید آنها را در زمین کاشت. دولت های قبلی ،که نگران قدرت خود بودند در مقابل این رشد مقاومت کرده اند. فرض غلط آن که نهادینه شدن حقوق قدرت آنها را کاهش می دهد و ملت را در مقابل آنها قرار خواهد داد. اما پیگیری این ایده ها نشان می دهد که آنها از طنین فرهنگی با انعکاس قوی در ادبیات و فرهنگ ایران لذت می برند.

به قول سعدی شاعر ایرانی قرن سیزده رهبران جهان به این واقعیت رسیده اند که "بنی آدم اعضای یک پیکرند/ باشد، که در آفرینش ز یک گوهرند" ، آنها به دنبال ایجاد روابط بهتری با دشمنان همیشگی هستند، آنها شعر سعدی را مجسم می کنند که « چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار// تو کز محنت دیگران بی غمی / نشاید که نامت نهند آدمی»

این شعر سر در ورودی ساختمان سازمان ملل در نیویورک را زینت داده؛ هدیه ای از ایرانیان به این سازمان جدید بین المللی که ایران از اعضای موسس آن بود. نکته ای که خوب است به یاد داشته باشیم.



[1] FARS News Agency, Senior Lawmaker Describes Ahmed Shaheed as CIA, Mossad,Agent, March 2014, http://english.farsnews.com/newstext.aspx?nn=13930109000550

[2] Press TV, EP resolution has no value to Iran: Velayati, April 2014, http://www.presstv.ir/detail/2014/04/07/357511/iran-sees-no-value-in-ep-resolution/

[3] Tasnim News Agency, Zarif Questions EP's Legitimacy to Preach on Human Rights, April 2014, http://www.tasnimnews.com/English/Home/Single/329722

[4] Seyed Hossein Mousavian, Opinion: We need an Iran–US human rights dialogue, Asharq Al-Awsat, April 2014, http://www.aawsat.net/2014/04/article55330822

[5] Scot Lucas, Iran Video: Foreign Minister Zarif’s YouTube Address on Eve of Nuclear Talks, EA Worldview, November 2013,

http://eaworldview.com/2013/11/iran-video-foreign-minister-zarifs-youtube-address-eve-nuclear-talks/

[6] Mohammad Ali ForoughiHoquq-e asasi: yaadab-e mashrutiyat-e doval (Fundamental Laws or the rules of Constitutionalism of States) (Tehran: 1325/6 (lunar) / 1907/8), reprinted in Afshar and Homayunpur (eds.), Siyasatnameh-ye Zoka’ al-Molk, , maqalehha, namehha, vasokhanraniha-ye siyasi-ye Mohammad Ali Foroughi (The Book of Politics of ZokaolMolk, the political articles, letters and speeches of Mohammad Ali Foroughi) (Tehran: Ketab-e Rowshan, 2010).pp. 5-62.

[7] ISNA, ‘Mamoriatraisjomhur be moavenathoqoqijahattaheyemanshorhoqoqsharvandi [‘The President delegates his legal deputy to prepare a charter of citizen’s rights’], 22 September 2013.

پی دی اف دانلوود کنید
همچنین در دسترس: English